تبليغاتX
معلمی از بهشت
خاطرات شخصی
بنا بر گزارش های رسیده از بستگان نزدیک دختری به نام ندا که روز ۳۰ خرداد در محله امیر آباد تهران به شهادت رسید نام کامل وی ندا آقا سلطان و متولد ۱۳۶۱ بوده است. وی در روز ۳۰ خرداد به همراه استاد موسیقی و چند تن از هم کلاسی هایش در تظاهرات شرکت می کند . برای دقایقی در حالی که با موبایل صحبت میکرده از جمع تظاهر کننده عقب می افتد که دراین هنگام ۲ لباس شخصی موتور سوار قلب ندا را با کلت کمری هدف قرار می دهند . وی در دستان استادش جان می سپارد. ولی این موتور سواران توسط مردم متوقف می شوند و بنا به این گزارش توسط مردم دستگیر می شوند. و بنا بر گزارش تایید نشده ضارب اصلی کشته شده است. ظهر روز ۳۱ خرداد ( روز بعد از شهادت) پیکر ندابه شرط خاکسپاری سریع و محرمانه در بهشت زهرا به خانواده اش تحویل شده است . خاکسپاری وی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی و با سرعت بسیار انجام شده است.گفتنی است که هم اکنون خانواده وی بعد از خاکسپاری ندا آقا سلطان به خانه باز گشته اند. مراسم یادبود ندا قرار بود فردا اول تیر ساعت ۵ تا ۶.۳۰ در مسجد نیلوفر واقع در عباس آباد تهران برگزار شود که با تماسی از طرف مسجد این مراسم لغو شده است. همچنین به تمام مساجد تهران دستور داده شده است که اجازه برگزاری مراسم ندا آقا سلطان را ندارند.

ندا سلطانی (۱۳۶۱ - ۳۰ خرداد ۱۳۸۸)‌، دانشجوی فلسفه  در جریان اعتراضات مردمی شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ (۲۰ ژوئن ۲۰۰۹) در سن ۲۷ سالگی در محلهٔ امیر آباد تهران (خیابان کارگر شمالی)، به ضرب گلوله نیروهای شبه نظامی بسیجی کشته شد. انتشار فیلم کوتاهی از لحظات جان دادن وی بازتاب‌های فراوانی در رسانه‌های جهان به‌دنبال داشت.

«ندا» در خارج از ایران و در ایران، بعنوان سمبل ندای اعتراض ایرانیان و ندای آزادی خواهی ایرانیان و سمبل صدای اعتراض دمکراسی خواهان در این اعتراضات شناخته می‌شود.

منبع

گفتگو با نامزد ندا آقا سلطان

پ.ن:بیانیه ششم میرحسین موسوی

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 22:41  توسط زهرا   | 

شاید این روزها وجود« پیش گویی اعظم» لازم است تا آینده ی نه چندان روشن ایران را برایمان آشکار کند و به این سوال ما جواب دهد که فردا چه خواهد شد؟در باور ما نمی گنجید چنین شکاف بزرگی را میان مردان دولت و آحاد ملت ،میان هم کیشان و اقوام،حتی میان خواهر وبرادر دوست ببینیم.جای تدبر دقیق سیاسی یک رییس جمهور با کفایت و ره بری مرجعی عالی قدر که بتواند عادلانه و مدبرانه کشور را از این چند دستگی نجات دهد شدیدا به چشم می آید.محمود احمدی نژاد کجاست؟چرا سکوت کرده؟چرا به عنوان شخص دوم مملکت افاضات نمی فرمایند تا با سخنان گوهر بارش تکه های جدا شده ی مردم و دولت را بار دیگر به هم بچسباند؟ 

درست است که ایادی استکبار دلشان برایمان نسوخته و دایه ی مهریان تر از مادر شده اند،این که رسانه ها آنان را« گرگ های کمین کرده» و ماهیگیران حاذقی می دانند که از آب گل آلود سرزمینمان ماهی می گیرند اما آیا نمی شد جلوی تمامی این فجایع و وقایع را با انعکاس درست و بی طرفانه واقعیت ها و اجابت احقاق حق مردمی که همیشه نردبان صعود و تبختر مردان سیاسی ما بوده اند، گرفت؟ 

فقط کافیست ا٪ احتمال بدهند حق با جماعتی پانزده میلیونی است،این که این تعداد آدم به نتایج آرا اعتراض دارند.به تخلفات پیش ازانتخابات،به نحوه ی شمارش و اعلام آرا،به سوال های بی جواب مانده اشان.خون به نا حق ریخته ی جوانانشان را .آیا باید سرکوبشان کرد؟

این روزها حال حرف زدن، دلیل آوردن و دلیل خواستن را از ما گرفته اند. حال زندگی کردن را هم.

پ.ن:یادداشتی از محبوبه السادات حسینی بهشتی/ مبنای عدالت

به نام خدا
موشکافی و باریک بینی اسوه عدالت، حضرت علی – علیه السلام – در اجرای آن به حدی است که وقتی برای طرح دعوی خود در محکمه حاضر می شود، بر نمی تابد که قاضی او را با کنیه (ابوالحسن) و طرف مخاصمه را با نام عادی اش بخواند. حال ما که دم از اجرای عدالت علی گونه و حکومت اسلامی می زنیم و سالهاست که چشم مظلومان عالم به این نقطه درخشان که نورش را از حرکت الهی امام خمینی (ره) برگرفته، دوخته شده است چگونه می شود که به طرف مخاصمه خود حتی فرصت ایراد نظرهاو طرح دعوی خود را نمی دهیم. قریب به یک هفته است که از اعلام نتایج انتخابات می گذرد. در این یک هفته تمام امکانات صدا و سیما، سایتهای اینترنتی و مطبوعات طرفدار دولت، 24 ساعته به دنبال اثبات حقانیت خود و متهم کردن مستقیم و غیر مستقیم نامزد محترم ریاست جمهوری آقای مهندس میر حسین موسوی بوده اند. تمام اخبار، تحلیلها و حتی سخنرانی آقای دکتر احمدی نژاد- در جشن پیروزی پس از انتخابات در میدان ولی عصر- این شبهه را در اذهان مردم قویتر می کند که پس طرف مقابل چرا فرصتی برای ابراز انتقادات و اعتراضاتش ندارد؟ اگر حقیقت باید پشت درهای بسته و فقط در حضور ماموران قانون بررسی شود و سپس نتایج آن به آگاهی مردم برسد، چرا طرفداران دولت فعلی کاملاُ آزادانه نظرات خود را به مردم اعلام می کنند ولی سهم طرفداران آقای موسوی چیزی جز تصاویر کوتاه و گنگ، اخبار ناقص و تازه آن هم همراه تحلیل های تبعیض آمیز و آمیخته به شبهاتی نظیر آشوب طلبی و اغتشاش زایی نیست؟ سوال اساسی این است که اگر شعور ملت ایران بهترین قاضی برای تحلیل اتفاقات پس از انتخابات است پس چرا از آقای موسوی حتی فرصت یک ساعته گفتگوی پس از خبر هم دریغ می شود؟ چرا ملت ایران اخبار این اتفاقات را باید از کانالی مشاهده و دنبال کنند که بارها رفتار تبعیض آمیزی نسبت به طرفین این ماجرا از خود نشان داده است؟ چرا روسای قوای سه گانه (پیشین! و فعلی) و سایر نهادهای وابسته به دولت همگی یکصدا با چند روزنامه و سایت اینترنتی مشخص، اصرار بر عادلانه بودن انتخابات و تکرار مداوم این مساله دارند؟ اما روزنامه منتسب به آقای موسوی به تعطیلی کشانده می شود،امکان به روزرسانی از سایت خبری ایشان گرفته می شود وگروهی از افراد فعال در ستادهای مردمی ایشان دستگیر می شوند یا تهدید؟ چرا آقای موسوی حتی از داشتن امکانات صوتی مناسب برای رساندن پیامش به هوادارانش مبنی بر حفظ متانت و آرامش در تجمعشان محروم می شود؟ اگر این همان نامزد انتخابات است که شورای نگهبان صلاحیتش را تایید کرده و اجازه شرکت در عرصه انتخابات را به او داده است پس چرا نباید و نمی تواند اعتراضاتش را با امکاناتی برابر امکانات گروه مقابل به گوش مردم برساند و از خود دفاع کند؟ چرا همه باهم و در صورتها و اشکال گوناگون، نامزد معترض را به استفاده از راههای قانونی برای احقاق حقوق خود فرا می خوانند ولی حتی اجازه نمی دهند که مردم خود، و بدون واسطه سخنان او را همراه با سخنان منتقدینش بشنوند و قضاوت کنند؟ آیا این گونه برخوردها خود مایه دامنه دارتر شدن و عمیق تر شدن اعتراضات نمی شوند؟ لطفا به شعور مردم ایران احترام یگذارید و به آنها فرصت دهید تا خودشان حق را انتخاب کنند. از آنها حق مطالعه دقیق مسائل و تحلیل آنها را نگیرید که در این صورت عدالت به بدترین شکل ذبح خواهد شد و این ذبیحه بر بدن هیچ مرده ای کارگر نخواهد افتاد و شاهد بر مدعای هیچ کس نخواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 12:9  توسط زهرا   | 

بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل
مردم شريف و هوشمند ايران
این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال می‌کنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن می‌بینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسل‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی براي آزادی، انقلابی براي احياي کرامت انسان‌ها، انقلابی براي راستی و درستي. در اين مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمير ما سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دست‌آوردهای ارزشمندي حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسيدند که به‌رغم سخت‌ترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طليعه‌هايي از حیات طیبه بود. اطمينان دارم کسانی که آن روزها را ديده‌اند به چيزي كمتر از آن راضي نمي‌شوند.
آیا ما مردم شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمی‌كردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد؛ تا به ياد آورم كه اعتنا به کرامت انسان‌ها پايه‌هاي نظام را تضعيف نمي‌كند، بلكه استحكام مي‌بخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستي می‌خواهند و بسیاری از گرفتاري‌هاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقب‌ماندگي، فقر، فساد و بي‌عدالتي سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار ديگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم.
من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف می‌کنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشيند میوه‌هایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند.
اما آن چنان که می‌دانید همگی ما در راه این تجديد حيات ملي و تحقق آرمان‌هایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چيزي كه از عواقب قانون‌گريزي پيش‌بيني كرده بوديم به صريح‌ترين شكل ممكن و در نزديك‌ترين زمان تحقق يافت.
استقبال عظيم از انتخابات اخير در درجه نخست مرهون تلاش‌هايي بود كه براي ايجاد اميد و اعتماد در مردم صورت گرفت تا براي بحران‌هاي مديريتي موجود و نارضايتي‌هاي گسترده‌اجتماعي، كه انباشت‌شان مي‌تواند كيان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخي شايسته فراهم شود. اگر اين حسن‌ظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و آرام واكنش نشان دهند مسيرهاي خطرناكي در پيش خواهد بود كه مسئوليت قرار گرفتن در آنها بر عهده كساني است كه رفتارهاي مسالمت‌آميز را تحمل نمي‌كنند.
اگر حجم عظيم تقلب و جابه‌جايي آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود، جمهوريت نظام به مسلخ كشيده خواهد شد و عملا ايده ناسازگاري اسلام و جمهوريت به اثبات مي‌رسد. اين سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ يك دسته آنان كه از ابتداي انقلاب در مقابل امام صف‌آرايي كردند و حكومت اسلامي را همان استبداد صالحان ‌دانستند و به گمان باطل خود مي‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته ديگر كه با ادعاي دفاع از حقوق مردم اساسا ديانت و اسلام را مانع تحقق جمهوريت مي‌دانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر اين دوگانه‌‌انگاري‌ها بود. من آمده بودم تا با تكيه بر راه امام تلاش ساحراني را كه دوباره جان گرفته‌اند خنثي كنم.
اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفته‌اند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کرده‌اند، به صورتی که اين رسيدگي‌ها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد.
از ما خواسته مي‌شود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بي‌طرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بي‌طرفي است.
اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بي‌طرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته ‌شوند، يا شوراي امنيت كشور به جاي پاسخگويي به سوالات مشروع در خصوص نقش لباس‌شخصي‌ها در حمله به افراد و اموال عمومي و ايجاد التهاب در حركت‌هاي مردمي به فرافكني بپردازد و مسئوليت فجايع به وجود آمده را بر عهده ديگران بگذارد.
اينجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان يك همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم توانايي‌هاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان مي‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌هاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راه‌حل‌هاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمندي‌هايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزادي‌هاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ ا صلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي .
ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گردهم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود.

برادر و همراه شما - میرحسین موسوی (منبع)
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 0:39  توسط زهرا   | 

مجمع روحانیون مبارز تظاهرات تهران را لغو کرد

زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی، نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران از طریق سایت فیس بوک طرفداران آقای موسوی را به برگزاری گردهم آیی فراخوانده بود اما مجمع روحانیون مبارز که از وزارت کشور درخواست مجوز برای برگزاری تجمع کرده بود، به دلیل مخالفت دولت برگزاری این مراسم را لغو کرد.

بر اساس اخبار رسیده ماموران نیروی انتظامی در منطقه اطراف میدان انقلاب تهران که محل آغاز راهپیمایی معترضان عنوان شده بود، حضور محسوسی دارند.

از سوی دولت، شورای امنیت کشور در پاسخ به نامه ای که میرحسین موسوی خطاب به شورای عالی امنیت ملی منتشر کرده بود، میرحسین موسوی را به "انتساب اتهام به نیروهای انتظامی" متهم کرد و با متوجه ساختن مسئولیت عواقب "اجتماعات غیرقانونی" به طرف آقای موسوی، از او خواست "از تحریک و تلاش برای تشکیل چنین اجتماعات پرهیز نموده و از این اجتماعات حمایت ننمایید."

آقای موسوی روز چهارشنبه هفته گذشته (17 ژوئن) در نامه خود نوشت: "طی ایام اخیر به کرات مشاهده می شود که همردیف با قوای انتظامی، افرادی بدون لباس فرم، بدون نشان مشخص و بدون جایگاه قانونی معین با سلاح سرد (از قبیل شلنگ، چماق، زنجیر، میله آهنی و...) و گاهی سلاح گرم در سطح شهر ظاهر می شوند و قبل از نیروی انتظامی به صفوف تظاهرکنندگان حمله می کنند".

آقای موسوی نوشته بود که این گروه علاوه بر "تحریک اجتماعات" به تخریب اموال و وسایل نقلیه مردم می پردازند.

اکنون اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی ایران در نامه ای به آقای موسوی اتهام حمله به مردم از سوی سربازان این نیرو را رد کرد و با دفاع از عملکرد نیروی تحت فرمان خود در جریان دوره تبلیغات انتخاباتی و پس از اعلام نتایج، مدعی شد این نیرو "بدون شلیک حتی یک تیر به کنترل اوضاع پرداخت."

آقای احمدی مقدم مدعی شد "مجروحیت و بستری شدن حدود چهارصد نفر از ماموران" شاهدی بر تلاش نیروی انتظامی برای خود داری از استفاده از خشونت در مقابله با مردم است و به میرحسین موسوی هشدار داد "در صورت تداوم رويه كنوني، ناجا در راستاي حفظ نظم و امنيت جامعه و مردم، به صورت قاطع با اقدامات غيرقانوني براساس وظايف ذاتي خود برخورد خواهد كرد و جاي هيچ گله‌اي وجود نخواهد داشت."

غیبت موسوی و کروبی در جلسه شورای نگهبان

اخبار درباره گردهمایی تهران در شرایطی منتشر شد که جلسه شورای نگهبان برای رسیدگی به شکایات نامزدها تنها با حضور محسن رضایی برگزار شد و شورای نگهبان برای شمارش 10 درصد صندوق ها ابراز آمادگی کرد.

خبرگزاری ایرنا اعلام کرد که در جلسه ای که برای رسیدگی به شکایات سه نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایران برگزار شد، مهدی کروبی و میرحسین موسوی حاضر نشدند.

همچنین این خبرگزاری به نقل از عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان نوشت این شورا آماده است تا 10 درصد از صندوق های رای را "به صورت تصادفی و با حضور نمایندگان نامزدها بازمشاری کند."

آقای کدخدایی گفت محسن رضایی که در جلسه حضور داشت تقاضای بازشماری آراء در برخی استان ها را مطرح کرد که "توافق شد برخی صندوق ها به صورت تصادفی مورد بازشماری قرار گیرد."

تحولات در شورای نگهبان در شرایطی رخ داد که مهدی کروبی روز گذشته (جمعه 19 ژوئن - 29 خرداد) با ارسال نامه ای به این نهاد خواستار ابطال انتخابات شد.

آقای کروبی در این نامه خطاب به شورای نگهبان نوشته بود: "با رأی عادلانه در باره انتخابات و ابطال آن و برگزاری انتخابات مجدد اراده ملت را بپذیرید و بقای نظام را تضمین کنید که این به عدالت نزدیک تر است."ب

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 16:35  توسط زهرا   | 

هیچ از یاد نبرده ایم زمانی که چاه فاضلاب روستای بالای ده ...تپه گرفته و بوی گندش باعث آزار ساکنان منطقه شده بود دست اندرکاران برنامه ی در شهر و در استان از این معضل بزرگ برنامه ساختند. پیگیر شدند،مسولان ذی ربط را زیر سوال بردند و بار ها تاکید کردند برای شنیدن نظرات و پاسخگویی مسولان همچنان منتظرند.حالا چه شده که زیر گوش همین رسانه ی ملی میلیونها انسان معترض به شکل مدنی و مسالمت آمیز راهپیمایی می کنند اما هیچ کس به روی مبارکش نمی آورد.نه از گزارشگران در شهر خبری است نه از هلیکوپتر هایی که جمعیت بزرگمان را از بالا نشان دهد.

البته هیچ دور از ذهن نبوده و  نیست. رسانه ای که نان به نرخ روز خور است و مواجبش را از رییس جمهور و زیر نظر ره بری دریافت می کند اگر بخواهد غیر از این عمل کند باعث تعجب می شود.

دوستی وبلاگ نویس نوشته بود:

بعضی ها می گویند ، دروغگو خائنه و خائن ترسو . ترسو ها هم کسانی هستند که تمامی راه های ارتباطی را می بندند . ترسو ها کسانی هستند که قدرت تحمل انتقاد را ندارند . ترسو ها کسانی هستند که چهره های سرشناس سیاسی و سالم رو بدون هیچ دلیل و مدرکی زندانی می کنند ! به بهانه اینکه این اشخاص نقش خط ده و آشوبگری رو دارند . اما همه می بینند که در نبود آنها مردم مصمم تر هستند . مردم ما با شخصیت و بامنطق هستند . خودشون میان و حقشون رو می گیرند . ما می دانیم که کسی حق و حقوق رو تعارف نمی کنه . حق رو باید گرفت . به هر قیمتی ...

پ.ن:قلم - جمعی از استادان شاخص حقوق و وکلای دادگستری با صدور بیانیه ای، برخوردهای خشونت آمیز و غیرمسوولانه با اعتراض های مردمی را محکوم کردند.

به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه استادان حقوق و وکلای دادگستری به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم  

به خشونت علیه مردم پایان دهید!  

برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در 22 خرداد 1388، به دلیل شک و تردیدهای مطرح در رعایت اصول و قواعد انتخابات آزاد و منصفانه، موجی از اعتراضات مسالمت آمیز و مدنی را به همراه داشت. متأسفانه رویارویی خشونت آمیز و غیرقانونی با این حرکت، کشور ما را در فضایی آکنده از خشونت و ارعاب فرو برد. در این روزها انبوهی از اقدامات خشونت آمیز و غیر مسوولانه در رویارویی با اعتراض های مردمی، امنیت، جان و مال مردم را شدیدا به مخاطره انداخته است که موارد زیر تنها گوشه ای از آنهاست:

  • - تیراندازی به سوی مردم بی پناه و کشتن شماری از آنها
  • - عدم اعلام نام و مشخصات مجروحان و بی اطلاعی و سرگردانی خانواده های آنان
  • - دستگیری های گسترده جوانان این مرز و بوم و بی اطلاع نگاه داشتن خانواده های دستگیر شدگان از وضعیت آنها
  • - ضرب و جرح وحشیانه و غیر قانونی به بهانه برقراری نظم و امنیت
  • - تخریب اموال عمومی
  • - ورود غیر مجاز به اماکن مسکونی
  • - تجاوز به حریم مقدس دانشگاه ها و خوابگاه های دانشجویی شهرهای مختلف کشور به ویژه کوی دانشگاه تهران و ضرب و شتم دانشجویان
  • - مداخله نیروهای بی نام و نشان و لباس شخصی به بهانه استقرار نظم و استفاده از انواع ابزارها و روشهای نامتعارف
  • - سکوت شگفت انگیز و غیر مسوولانه صدا و سیما و دیگر رسانه های دولتی در برابر اعتراض میلیونی مردم و تحریف وقایع که بر خلاف وظیفه قانونی اطلاع رسانی صحیح آنها بوده و همزمان تحریک احساسات و تشدید خشونت در فضای ملتهب جامعه
  • - برقراری محدودیت های گسترده، پیوسته و توجیه ناپذیر و اخلال در امکانات ارتباطی و مخابراتی در پوشش ظواهر قانونی

 ما گروهی از  حقوقدانان و استادان حقوق دانشگاه های تهران ضمن همدردی با خانواده های  داغدیده و آسیب دیده و تاکید بر پیگیری جدی خواسته ها و مطالبات مردمی از راه های مسالمت جویانه، از تمام مقامات و نهادهایی که به موجب قانون اساسی و قوانین عادی وظیفه صیانت از حقوق و آزادی های شهروندی را بر عهده دارند می خواهیم تا هر چه سریع تر به این اقدامات غیر قانونی و خشونت آمیز پایان داده و به خواسته های مشروع و بحق مردم توجه کنند. بدیهی است در صورت عدم اقدام عاجل، در پیشگاه خداوند متعال و مردم مسوول خواهند بود. بی شک بستن مجاری قانونی برای اعمال و استیفای حقوق ملت راه حل مشکلات نیست، باید صدای دادخواهی مردم را شنید و به خواست های بحق آنان گردن نهاد.

 

  • 1. دکتر ناصر کاتوزیان (دانشگاه تهران)
  • 2. آیت الله دکترسید مصطفی محقق داماد (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 3. دکتر هدایت الله فلسفی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 4. دکتر محمدعلی اردبیلی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 5. دکتر سید محمد هاشمی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 6. دکتر رضا نوربها (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 7. دکترعلی حسین نجفی ابرندآبادی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 8. دکتر ابراهیم بیگ زاده (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 9. دکتر اردشیر امیرارجمند (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 10. دکتر امیر حسین آبادی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 11. دکنر محمد راسخ (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 12. دکتر سید محمد قاری سید فاطمی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 13. دکتر محمد جعفر قنبری جهرمی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 14. دکتر محمد حسین زارعی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 15. دکتر میر قاسم جعفرزاده (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 16. دکتر علی صفاری (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 17. حجت الاسلام دکتر رحیم نوبهار (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 18. دکتر هادی وحید (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 19. دکتر امیر نیکپی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 20. دکتر رضا اسلامی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 21. دکتر اسد الله یاوری (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 22. دکتر هومن موثق (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 23. دکتر صابر نیاورانی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 24. دکتر مهدی مختاری (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 25. دکتر مهدی هداوند (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 26. دکتر عباس شیری (دانشگاه تهران)
  • 27. دکتر محمد رضا ضیایی بیگدلی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 28. دکتر محمد رضا پاسبان (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 29. دکتر جواد کاشانی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 30. دکتر علی تقی زاده (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 31. دکتر رضا ولویون (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 32. دکتر همایون حبیبی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 33. دکتر سید قاسم زمانی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 34. دکتر سید منصور میر سعیدی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 35. دکتر حسین غلامی دون (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 36. دکتر خیرالله هرمزی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 37. دکتر علی نجفی توانا (دانشگاه آزاد اسلامی)
  • 38. دکتر کامران آقایی (وکیل دادگستری و مدرس دانشگاه)
  • 39. دکتر محمد جلالی (وکیل دادگستری و مدرس دانشگاه)
  • 40. دکتر علیرضا آذربایجانی (وکیل دادگستری و مدرس دانشگاه)
  • 41. دکتر جعفر حبیب زاده (دانشگاه تربیت مدرس)
  • 42. دکتر محمود صادقی (دانشگاه تربیت مدرس)
  • 43. دکتر محمد فرجیها (دانشگاه تربیت مدرس)
  • 44. دکتر ستار زرکلام (دانشگاه شاهد)
  • 45. دکتر شاهپور منوچهری (وکیل دادگستری)
  • 46. دکتر رضا تمدن (وکیل دادگستری)
  • 47. دکتر حمید جلیل زاده خویی (وکیل دادگستری)
  • 48. سید احمد سعادت (وکیل دادگستری)
  • 49. علی کاکاافشار (وکیل دادگستری)
  • 50. اسماعیل مصباح اسکویی (وکیل دادگستری)
  • 51. محمدباقر میرسراجی (وکیل دادگستری)
  • 52. رضا آشوری (وکیل دادگستری)
  • 53. محمد فرض پور عاکیانی (وکیل دادگستری)
  • 54. جهانگیر مستوفی (وکیل دادگستری)
  • 55. خانم بتول کیهانی (وکیل دادگستری)
  • 56. خانم صدیقه حجت پناه (وکیل دادگستری)
  • 57. مجتبی پویا (وکیل دادگستری)
  • 58. صالح نیک بخت (وکیل دادگستری)

پ.ن:ما زنده به آنیم که آرام نگیریم        موجیم که آسودگی ما عدم ماست
 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 10:40  توسط زهرا   | 

رهبرا!دل ما هم شدیدا به درد آمد. درست است که ما حماسه آفریدیم و با حضور بی سابقه و میلیونیمان هم ثابت کردیم که با نشاط به آینده ی ایران امیدواریم و هم دشمنان را حسابی نا امید کردیم اما با خودتان فکر نکردید که  با حمایت آشکار و عجولانه اتان از رییس جمهوری که شورای نگهبان هنوز صحت انتخابش را تایید نکرده جماعتی  را از وجود شریف و بینش عادلانه اتان و انقلاب نا امید میکنید؟ رییس جمهوری که مردمش را بنا به مقتضیات  زمان و مکان یا برنده  می داند یا بزغاله یا خس و خاشاک.

ما نه قصد به پا کردن انقلاب مخملی داریم نه از کسی دستور می گیریم  .با حضور در راهپیمایی هایمان هم نمی خواهیم حکومت را تسلیم خواسته امان کنیم فقط دلمان می خواهد همان مجرای قانونی که این چنین سفت و سخت  در مقابل خواسته ی معقول و منطقیمان سکوت کرده را متوجه کنیم ما هم جزئی از ایرانی هستیم که به وجود تک تک مردمش افتخار می کنید اما  تا زمانی برایمان احترام قائلید که همچون کبک سر در برف  فرو کرده باشیم .شما هیچ منبع و تریبونی برای رساندن صدای  اعتراضمان  به دیگران  را شایسته نمی دانید. نه روزنامه  هایمان را نه سایتها و نه حتی  شبکه های اجتماعی همچون فیس بوک و مسنجر یا هو را.ما هم صدای به میخ زدنتان را شنیدیم هم به نعل کوبیدنتان را به چشم دیدیم.اما این ها دردی از این ملت دوا نمی کند.اماما! ما هم به همان خدا و شریعتی که شما ایمان دارید ایمان داریم. ما هم در این یک هفته به یاد همان خدایی که می پرستید و صاحب عصری(عج) که امید به فرجش دارید و داریم دلهایمان را آرام کردیم. اما این رسم آزادگی است؟این که خون  جوانان وطن این گونه ریخته شود و ما خود را مبری بدانیم از آن چه که مسببش هستیم و گناه را به گردن ایادی استکبار بیانداریم؟کاملا آشکار بود که نمی شد موضعی مخالف آن چه هفته ی گذشته اتخاذ کرده بودید داشته باشید اما کورسوی امیدی داشتیم تا با عنایت به عدالتی که لازمه ی اجتهاد و رهبری شماست التهاب کشور و اعتراض جماعت ۱۵ میلیونی را به گونه ای دیگر (که به عدالت و عقلانیت نزدیک تر باشد) پاسخگو باشید.در صحبت هایتان هیچ استدالی نیافتیم.

شما که خود را  پدر این امت و ملت می دانید نباید با یک سو نگری و حمایت آشکارتان از حزب یا شخصیت سیاسی  خاص  حامیان و عاملان سایر احزاب و گرایش ها را از خودتان نا امید کنید....

پ.ن:همه با هم و در کنار هم  ساعت ۴ عصر روز شنبه ۳۰ خرداد در راهپیمایی باشکوه میدان انقلاب تا آزادی حضور خواهیم یافت. هر گاه کوتاه آمدیم محکم خوردیم.محکوم شدیم..چون خود را و خواسته های شرعی  و مدنیمان را درست می دانیم عقب نخواهیم نشست.

پ.ن:ماهور جان ممنون از لطفت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 16:19  توسط زهرا   | 

در یک فضای باز بودیم. برای توجیه پاره ای مسائل. محمود هم بود. چند دانشجوی دختر داشتند احقاق حق می کردند.محمود دوباره رفته بود رو فاز هوچی گری.سید علی هم بود.داشت با دقت و تدبیر مسائل را بررسی می کرد.کم کم هم داشت عصبانی می شد.جواب های محمود هیچ قانع کننده نبود.مثل همیشه سر شار از توهین بود و احمق شمردن مخاطب.یک دفعه رگ سید علی به جوش آمد و یک چیزی شبیه شیشه ی عمر محمود را که دستش بود زد زمین و شکست.گفت پاشو برو که  داری آبروی همه چیز  رو می بری.چی گذاشتی از اسلام و انقلاب؟محمود فرصت نداشت کفش هایش را  که من باب خاکی بودن (عوامفریبی) در آورده بود بپوشد شروع کرد به دویدن.

یک خانمی رفت جلو شال  سید علی را گرفت و با گریه گفت:«قربان شال سبزت شوم که از همیشه سبز تر است! »صدای هلهله و شادی همه جا را پر کرد.

به مهدی می گویم صدای چیست؟می شنوم:«همسایه ها عروسی دارند.کل کشیدنشان تا دیر وقت ادامه دارد.»مرده شور این خواب های پر پوچ را ببرد.

پ.ن:یک هفته است از همه چیز افتاده ایم.

هنوز برخی طرفداران درستی انتخابات دلشان می خواهد مجابمان کند اشتباهمان را بذیریم. این که اقتصاد صدقه ای رییس جمهور کار خودش را کرده و با عث شده این همه رای بیاورد.

درست است که کلفت میترا خانم که تا به حال دو دفعه سهام عدالت گرفته یا آقای جاودانی همسایه امان که حقوق بازنشستگیش زیاد شده طرفدار محمود ا.ن هستند یا آن جماعت مسجد بروی محل که هفته ی پیش برای رای آوردن محمود ختم صلوات و قرآن گذاشتند و چشمشان به دهان حاج محمود پیش نماز بود که به چه کسی رای بدهند ....اما نمی شود جماعت عظیمی را که آدمهای تحصیلکرده و روشنفکر می نامیمیشان را نادیده بگیریم.کسانی که معدل تحصیلاتشان بالای لیسانس است،به اینترنت دسترسی دارند،ساعت مطالعه اشان بیشتر از ساعت خواب و خوراکشان است یا نه حتی جماعتی بازاری که درک درستی از وضع موجود اقتصادی دارند.اگر اتکایمان به آرای همان جماعت شهرستانی و روستا نشین است چه طور نمی توانیم فکر کنیم که موسوی توانسته در چند شهر بزرگ که یکیش به تنهایی ده میلیون جمعیت واجد شرایط رای دهی دارد ،رای داشته باشد.

اصلا چرا کامران دانشجو و صادق محصولی و آقای کدخدایی این قدر اصرار دارند که در اختیار قرار دادن جزئیات انتخابات غیر ممکن است.آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟

۱)تصاویری از راهپیمایی حامیان موسوی در روز پنجشنبه

۲)پاسخ مهدی خزعلی به پدرش

۳)همه ی مردان رییس جمهور!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 9:10  توسط زهرا   | 

شوراي هماهنگي موج سبز مردمي

بنابر اطلاعات تاييد شده؛ شوراي هماهنگي موج سبز مردمي: فردا هيچ برنامه اي نخواهيم داشت؛ شنبه 30 خرداد راهپيمايي بي صدا ساعت 16 از ميدان انقلاب تا ميدان آزادي خواهد بود.

بنابر اطلاعات مورد تاييد "شوراي هماهنگي موج سبز مردمي" با بررسي شرايط و موارد مختلف پيشنهاد شده براي فردا، مقرر گرديد تا فردا هيچگونه تجمع، راهپيمايي و حضور در محل خاصي انجام نپذيرد.
بنابر بر همين خبر شنبه 30 خرداد راهپيمايي مسالمت‌آميز و بي‌صدا ساعت 16 از ميدان انقلاب تا ميدان آزادي با حضور سبز حاميان صدق و عدالت برگزار خواهد شد.

پ.ن:http://www.drkhazali.com/ افشاگری های  دکترمهدی خزعلی (فرزند آیت الله خزعلی)از مفاسد اقتصادی م.ا.ن.

پ.ن۲ـhttp://whereistheirvote.x10hosting.com

پ.ن۳ـ در عمرم هیچ وقت فکر نمی کردم روزی برسد که تا سر حد مرگ از کسی متنفر باشم،از صدایش تمام نرون های اعصابم به هم بریزد ،طاقت دیدن چهره ی .....با آن خنده ی تهوع آور نداشته باشم و یاد و نامش حال و روزم را چنین خراب کند.حالا طوری شده که انگار این کراهت از او به تمامی کسانی که هوادارش هستند هم سرایت کرده.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 22:50  توسط زهرا   | 

 نیازی به بیان کردن آن چه عیان است نیست.دولت در راس امور است و با در دست داشتن تمامی سرویس های ارتباطی و اطلاعاتی می خواهد سرپوش بگذارد بر گند بزرگ و ناشیانه ای که زده .غافل از این که این گند برزگ،بد بوتر از آن است که بخواهد مخفی اش کند. هر چند با دستگیری فعالان سیاسی ،کشتار دانشجویان بی دفاع و تراز اول،حذف صورت مساله به جای حل آن،قطع و حذف تمامی راه های ارتباطی اعم از اس ام اس،فیلترینگ سایتها،بستن روزنامه ها، تمدید نکردن ویزای خبرنگاران خارجی... راه به جایی نخواهد برد.

 مردان سیاسی این دولت حافظه ی تاریخی ضعیفی هم دارند.سالهای ۵۷-۵۶ مگر  خبری از فیس بوک و اینترنت و اس ام اس بود؟مگر ان دوران کم زدند و بردند و کشتند؟اما نتیجه آن چه دولتیان می خواستند نشد. نتیجه خواست حقیقی و درست ملت ایران بود. سی سال این نتیجه را به دوش کشیدند و حالا خواست دیگری دارند.هیچ ربطی هم به دولت های اروپایی آمریکایی (آن طور که اینها می گویند)ندارد.نه قصد شیطنت دارند نه براندازی حکومت. فقط و فقط حق قانونی خودشان را می خواهند. رای های دزدیده شده اشان را.کشور های اروپایی از دولت ایران خواسته اند:«به حقوق مردم ایران احترام گذاشته شود و از طریق قانونی به شکایات معترضین رسیدگی شود.» و حالا وزارت کشور با فراخواندن سفرای آنها ازشان گله کرده تا نسقشان را بکشد تا دولتشان دیگر موش در کار دولت ایران ندوانند.(+)

در جایی که رسانه ی ملی روزها فیلم«نورمن»و عصر ها«لورل  هاردی» نشان میدهد!،خبر ها و نشست هایش یک طرفه مغرضانه و نا صحیح است چه طور می شود به رادیو تلویزیون های خارجی که فقط خبر رسانی می کنند نه جهت دهی، خرده گرفت؟زمانی که به درخواست مجوز برای یک راهپیمایی آرام جوابی داده نمیشود؟مردم را بی رحمانه سرکوب می کنند تا صدای احقاق حقشان را نشنوند،رئیس جمهور جمعیت میلیونی را خس و خاشاک و تماشاچیان هیجان زده ی مسابقه فوتبال می داند.....چه کس یا کسانی را به قانون گریزی متهم می کنید؟وقتی دولت باعث و بانی تفرقه میان مردم است و آن ها را به دو دسته ی دوستان رئیس جمهور و دشمنانش تقسیم کرده(کاری که دشمنان سی سال در پی انجامش بودند)چگونه می شود حکومت و دولت را یاور و خدمتگذار احاد مردم دانست؟ چه کسی شیفته ی خدمت است نه تشنه ی قدرت؟چه کسی قانون مدار است؟چه کسی قانون گریز؟

این روزها بر من ثابت شده حرف زدن و مجاب کردن طرف مقابل برای قبول اشتباهشان و این که ما معترض رای دزدیده ی خود هستیم و شعورمان اجازه ی پذیرش چنین تقلب و دروغ بزرگی را به ما نمی دهد،آب در هاون کوفتن است. همان طور که ما به این امر ایمان صد در صد داریم آن ها هم به بر حق بودن ریاست جمهوری محبوب و پاک و صادقشان سخت پافشاری می کنند.فقط امیدوارم برای روزی که رازها بر ملا شود جایی بگذارند تا دچار سرافکندگی نشوند.

 نشانی وبسایت رسمی میر حسین.برای دریافت آخرین بیانیه ها به این نشانی بروید:

http://sites.google.com/site/mousavi1388( نشانی تا پیش از ظهر درست بود و کار می کرد.)

این سایت می تواند منبع مطمئن و جایگزین دیگری باشد.

پ.ن۱: محتشمی پور:آرای ۷۰٪حوزه انتخابیه بیشتر از واجدین شرایط است

پ.ن۲:برای همدردی با خانواده های شهدا و مصدومان وقایع اخیر

بیانیه جدید میر حسین موسوی:پنجشنبه با نماد سوگواری در مساجد و تکایا تجمع می کنیم

قلم - مهندس میرحسین موسوی با انتشار بیانیه ای از مردم شریف ایران خواست برای همدردی با خانواده های شهدا و مصدومان وقایع اخیر، روز پنج شنبه با نماد سوگواری در مساجد و تکایا اجتماع کنند.
به گزارش خبرنگار قلم نیوز ، متن بیانیه میرحسین موسوی به این شرح است:

بسمه تعالی 

ملت شریف ایران 

همانگونه که می دانید طی روزهای گذشته و در نتیجه برخوردهای غیرقانونی و خشونت بار با منتقدان و معترضان نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شماری از هموطنانمان مصدوم و تعدادی نیز به شهادت رسیده اند. اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده های شهدا و همدردی با مصدومان و مجروحان از همگان درخواست می کنم بعد از ظهر روز پنج شنبه بیست و هشتم خردادماه به هرصورت ممکن، اعم از اجتماع در مساجد و تکایا با استفاده از نمادهای سوگواری همدردی خود را با بازماندگان اعلام کنند و بدیهی است که خود نیز در این مراسم شرکت خواهم کرد. 

میرحسین موسوی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 15:24  توسط زهرا   | 

اميدوارم تلالو هاله ي نورچشمان م.ا.ن و طرفدارانش راکور و دروغ هاي شاخدارش گوشهايشان را کر نکرده باشد تا شب ها فرياد الله اکبر مردم بر فراز بام ها و روزها اعتراضاتشان را در خيابان ها بشنوند وببينند.

اين لقمه خيلي بزرگتر از دهان رياست محترم جمهور است و چون علاوه بر بزرگ بودن حلال هم نيست حتما گلو گيرش مي شود!!

هنوز هم متاسفم براي آناني که خود را شديدا به حماقت مي زنند و نمي خواهند باور کنند از موجودي طرفداري مي کنند که اين روزها علاوه بر دروغگويي انگ دزدي در ملا عام هم به ساير ويژگيهاي منفي و  بارز شخصيتيش هم زده شده.هر چند بار ها از زبان طرفدارانش شنيديم که انتظار راي آوردن م.ا.ن را تا اين اندازه نداشتند.

مي شود کسي را که خواب است بيدار کرد اما آن که خودش را به خواب زده هرگز.

پ.ن:انتقاد و هشدار دولت به راهپيمايي امروز ساعت ۴ ستاد مير حسين موسوي

استاندار تهران از راهپیمایی امروز دوشنبه ستاد میرحسین موسوی که قرار است ساعت 4 بعدازظهر از میدان انقلاب به سمت میدان آزادی تهران برگزار شود، به شدت انتقاد کرد و به این ستاد هشدار داد.

به گزارش هارای نیوز به نقل از شهاب‌؛ مرتضی تمدن استاندار تهران در گفتگو با خبرگزاری فارس گفت: راهپیمایی امروز ستاد میرحسین موسوی غیرقانونی وبدون مجوز است و وزارت کشور با برگزاری این تجمع موافقت نکرده است.

تمدن با تاکید بر این که نيروي انتظامي با هر گونه تجمعات يا راهپيمايي‌هاي بدون مجوز برخورد خواهد كرد، گفت:هرگونه عواقب اين راهپيمايي برعهده ستاد ميرحسين موسوي است.

خبرگزاری فارس در پایان یادآور شده که ستاد میرحسین موسوی از حامیان خود خواسته است امروز دوشنبه (25 خرداد)ساعت 4 از میدان انقلاب تهران به سمت میدان آزادی راهپیمایی کنند.

گفته می‌شود در این تجمع که در اعتراض به نحوه تجمیع و شمارش آرا برگزار می‌شود و نامه درخواست آن روز گذشته به وزارت کشور ارسال شده است؛ شخص مهندس موسوی هم شرکت خواهد کرد. میرحسین موسوی تصمیم گرفته است در صورت جلوگیری از انجام این راهپیمایی یا برخورد شدید با هوادارانش به مرقدامام خمینی (ره)رفته و در آنجا تجمع و تحصن کند. اگر هر گونه مانعی برای رفتن یا حضور آقای موسوی در مرقد امام خمینی ایجاد شود، او به حسینیه جماران در شمال تهران خواهد رفت و در آنجا متحصن خواهد شد.

آخرین نخست‌وزیر امام (ره) عصر دیروز در یک پیام تلفنی اعلام کرد که «امکان حضور در میان مردم یا هرنوع ارتباط و گفتگو با آنان از وی سلب گردیده و تحت نظارت قرار گرفته است».

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:4  توسط زهرا   | 

هیچ علاقه ای به تماشای تلویزیون ندارم. حالم از این همه فریب و نیرنگ به هم می خورد.وقتی کرور کرور آدم پای صندوق های رای ایستاده اند و تلویزیون از آنها به عنوان حماسه آفرینان یاد می کند گویی نیشتزی زهر آلود تمام سلولهای وجودم رابی رحمانه می درد.. دروغ به شکل تهوع آوری همه جا ریشه دوانده.ترجیح می دهم بی بی سی نگاه کنم چون می دانم صادق تر از سیمای جمهوری اسلامی است .یک تحلیلگر سیاسی دارد آماری ارائه می دهد که به گفته ی خودش از کارکنان وزرات کشور دریافت کرده.چیزی شبیه به این:

 آمار کارمندان وزارت کشور: افراد واجد شرایط رای: ۴۹۳۲۲۴۱۲ افراد
شرکت کننده در انتخابات: ۴۲۰۲۶۰۷۸/ تعداد آرای باطله: ۳۸۷۱۶ ۱ /میرحسین
موسوی خامنه ۱۹۰۷۵۶۲۳ /کروبی ۱۳۳۸۷۱۰۴ /محمود احمدی نژاد ۵۶۹۸۴۱۷ /محسن
رضایی میرقائد ۳۷۵۴۲۱۸

زهرا رهنورد اذعان می کرد طبق خبر های دریافتی رای میر حسین در برابر احمدی نژاد ۵ /۴ به ا بود.طبق این آمار کروبی در جایگاهی بعد از میر حسین بوده اما به دلیل برخورد تندش با احمدی نژاد برای تحقیرش نسبت آرای او راحتی تا ا٪ هم اعلام نکرده اند.

آشنایی که در یکی از شعب گیشا ناظر بوده همان روز برایمان تعریف کرد :«صندوق را که باز کردیم ازحدود سه هزار رای میر حسین۲۲۰۰رای/احمدی۲۵۰ /کروبی۸۰رای و رضایی۳۰ رای داشتند. همان موقع ناظر شورای نگهبان آمد و گفت جمع کنید این ها را احمدی نژاد با ۶۵٪ اول شده!!!.با تعجب گفتیم:رای ها هنوز زیر دست ماست چطور چنین چیزی می گویی؟!!!»

نمونه هایی از این دست کم نیستند. درست است که ایران فقط تهران نیست اما آمار ۲۵ میلیون رای برای احمدی نژاد  توهینی بزرگ به شعور تمامی کسانی است که دلشان واقعا برای ایران  وآینده اش می سوزد.مطمئنم به زودی پرده ها می افتد و این بار کج که بر خر مراد(قدرت)سوار شده به مقصد نرسیده با دماغ به زمین می خورد.

آری احمدی نژاد برای ما و ملت آمریکا هم ،یک معجزه است. چون کاری را که آمریکا سی سال تلاش کرد انجام دهد رئیس جمهور محبوب ومردمی ما یک شبیه انجام داد،دو دستگی و چند پارگی میان مردم و دولت،بی اعتمادی به نظام،از بین رفتن وحدت وانسجام ملی.خوشحالی دشمنان......از ته دل به شما رییس جمهور دوست داشتنی و عزیز تبریک می گویم. باشد که نیت خالصانه و زحمات شبانه روزیتان در رسیدن به این اهداف عالی،همچنین به ساحل سلامت رساندن کشتی انقلاب که تا پیش از این به دست دزدان دریایی هدایت می شد و شما فاتحانه به دستش آوردید مقبول درگاه حق،حضرت ولیعصر(عج) روح امام راحل و شهیدان انقلاب قرار گیرد. انشا الله تعالی.

 فاطمه رجبی:باز هم معجزه ی هزاره ی سوم تکرار شد

-*--*-*-*-*-**-*-*-*-*-*-*-*-

این روز ها هیچ حالمان خوب نیست.دیگر کاری از دست جوشانده ی گل گاوزبان و قرص های آرامبخش هم برنمی آید.ایرانمان را دارند ویران می کنند. جوانانش را به جرم احقاق حق کتک می زنند و من هیچ آینده ی روشنی پیش رو نمی بینم.این روزها روزهای سختی است.حال و روزم مثل کسی است که بیماری عزیز در کما دارد و بی تاب و ملتهب منتظر شنیدن خبریدخوشم.اما  جغد ها و کلاغ های سیاه هیچ وقت خبر خوش با خود نمی آورند.هیچ چیز نمی تواند آرام و دلخوشم کند حتی عقد کنان برادرم.حتی میلاد حضرت زهرا (س).

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 12:26  توسط زهرا   | 

باید یا خیلی احمق باشیم یا خوش باور که درست بودن نتیجه ی شمارش این انتخابات را باور کنیم.دربهت و شک گیر کرده ام. درست مثل کسی در فینال یک بازی بزرگ و سرنوشت سازپیروزی نابرابر حریف و دور پیروزی اش با پرچم ایران دور میدان را نظاره گر است. سبزی امیدمان به سرخوردگی بزرگی تبدیل شد.به عنوان یک خواهر شهید به عنوان عضوی از این جامعه بعید می دانم درانتخاباتی دیگر این چنین شرکت کنم.مهدی می گوید مطمئن باش اگر موسوی رای می آورد فقط تا یک ماه خوش حال بودیم. اما باز دوباره قتل های زنجیره ای ،بستن فله ای روزنامه ها...... از سر گرفته می شد و این چیزی نبود که ما می خواستیم.

علیرضا جان اسمش را «خرد جمعی»نمی نامم.در ناحق بودن نتیجه هیچ شکی نیست. درست ساعت ۷ شب ( سه ساعت قبل از پایان یافتن رای گیری)ایرنا و فارس اعلام کردند احمدی نژاد با ۶۹٪ پیروز شده!!! اسمش را هر چه بنامیم توّفق رای جمع اکثریت بر اقلیت نیست.

من برای خودم ،برای مردم با شعور این مملکت،برای زنان دور اندیش و تحصیلکرده، برای فرهنگ و اقتصاد و سیاست ...ایران ،برای آینده ی فرزندانم نگرانم.و متاسفم اگر «خرد جمعی»چنین تصمیم دور از عقلی گرفته باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 9:3  توسط زهرا   | 

رای گیری در تهران تمام شده . شهر در سکوت شبانه اش همچون آرامش قبل از طوفان است. کری خواندن ها هنوز پایان نیافته.در تب و تاب نتیجه ی نهایی تا صبح دل بیدارم. خبر گزاری ها پیش بینی کرده اند اگر میزان مشارکت مردم بالای ۷۰٪ بوده باشد بی شک میر حسین موسوی پیروز میدان انتخاباتی است. و من در برق چشمان سبزش و در سیمای همسر همیشه همراهش نور امید و اطمینان را دیدم.در  التماس های دختر جوانی که شش ماه تا مجاز بودنش برای رای دادن فاصله داشت.لابلای هیاهوی انتخابات انگار شوق و ذوقم برای مجلس عقد کنان برادرم،برای گرامی داشت روز زن گم شده بود.

تا صبح چیزی نمانده.عکس از http://www.president10.ir/

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 23:4  توسط زهرا   | 

چند بار برایتان پیش آمده که کسی خواسته برایتان کاری کند تا خوش به حالتان شود اما نتیجه ی کار کاملا عکس بوده؟

فرض کنید دیابت نوع سه دارید.به یک مهمانی دعوتید و میزبان علی رغم این که به بیماری شما و شدت و خطرش آگاه است برایتان انواع و اقسام خوردنیهای هوس انگیز و صد البته مضر فراهم کرده. او به خیال خودش این کار را خوش خدمتی می داند. شما هم که درگیر رودر بایستی های همیشگی هستید نمی توانید از خیر نان خامه ای های خوشمزه،شیرینی ناپلئونی، شیرین پلو، دسر ژله و پودینگ ....شوید.خوب این خیلی بد است دست رد به سینه ی میزبان تحت هر اسمی بزنید.حتی ممکن است شکم چرانی شما و میزبانی مهمان یقه اتان را بگیرد تا با آغوش باز پذیرایی میزبان رابه جان بخرید.  

اما اگر عاقل باشید و نگران سلامتیتان حتما فکری به حال این میزبان و مهمانی می کنید.

امشب صدا و سیما یک هدیه ی کادو پیچ شده تقدیم احمدی نژاد کرد. او هم از خدا خواسته قبولش کرد غافل از این که نامیمونی این هدیه خیلی زود دامنگیرش می شود. درست مثل شیرینی های خورده شده در آن ضیافت که به زودی عمرمهمان شکم پرست را کوتاه خواهد کرد.

-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

در یک اقدام بی سابقه صدا و سیما تحت عنوان فرصتی آخر برای جوابیه ی کاندیدا های ریاست جمهوری به هر کدام  برای بیان سخنان پایانی فرصت داد با این تفاوت که این فرصت برای محمود احمدی نژاد ۱۹ دقیقه و ۴۶ ثانیه بود و برای  میر حسین موسی ۱۰۱ ثانیه و کروبی  ۷۶ ثانیه محسن رضایی ۶۰ ثانیه. من مرده ی عدالت این دولت پاک هستم.طرف تا بخواهد بسم الله و سلام بگوید مجری تذکر می دهد وقتتان تمام است. خداییش در کمتر از دو دقیقه چه حرف مهمی می شود زد؟!!.ایشان هم در اعتراض به این نابرابری از شرکت در این برنامه خودداری کردند.و این برای احمدی نژاد یعنی باخت در وقت اضافه.

گزارش ها حاکی است جمعیت انبوهی مقابل سازمان صدا و سیما در اعتراض به این کار تحصن کرده اند. حضور نیروهای ضد شورش مقابل سازمان صدا و سیما نشانه ی اهمیت این تحصن است.

پ.ن:محمد هاشمی:وقت اضافی به احمدی نژاد غیر قانونی است

سازمان بازرسی کل کشور:مدرک زهرا رهنورد قانونی است

آخرین گفته های تلویزیونی احمدی نژاد در وقت اضافه (از فیل تر شکن استقاده کنید)

فاطمه رجبی:هواداران موسوي زنان سگ‌باز و مردان فاسد هستند!(نمردیم و سگباز هم شدیم!!)

۴۳ بار «دروغه» در رانت بیست دقیقه ای به احمدی نژاد

هزینه ۴۵۰ میلیون تومانی پرچم  احمدی نژاد(موسوی، موسوی، پرچم ایران منو پس بگیر)

ايرنا:درتهران موسوي46،احمدي42درصد---------------نتايج آخرين نظرسنجي کشوري؛ پيروزي قطعي ميرحسين موسوي ---------+

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 0:57  توسط زهرا   | 

براي شامگاه چهارشنبه؛
45 دقيقه برنامه زنده به محمود احمدي‌نژاد اختصاص يافت

نگران نباشید

به عنوان کسی که رسانه های الکترونیک را می شناسم، از سال ها پیش بر آن مداقه داشته ام، درسش داده ام، و از سی و چند سال پیش در معیت زنده یاد علی اسدی و دکتر ابراهیم رشیدپور مشهور بوده ام به مک لوهانیست، توصیه ای دارم به هواداران اصلاحات.

نکته ای که به نظرم آمد باید گفته شود در جواب نگرانی هائی است که از دیروز به گوش می رسد در میان هواداران تغییر و اصلاحات که مبادا صدا و سیما به آقای احمدی نژاد در آخرین روز تبلیغات وقت اضافی بدهد. در حالی که اعتراض به تبعیض در نحوه برخورد دستگاه های عمومی حق هواداران نامزدهائی است که از این حق محروم می مانند، اما متوجه باشند که این عمل به سود تغییر است.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 22:27  توسط زهرا   | 

دوستان عزیزی بر من خرده گرفته اند که چرا جانب انصاف  و اعتدال را رعایت نمی کنم و مانند گربه کوره فقط بدیهای دولت نهم را می بینم.

چهار سال پیش زمانی که اسم محمود احمدی نژاد در کنار سایر رقبای انتخاباتی قرار گرفت هیچ علاقه  نداشتم به او رای بدهم. از هاشمی و به قول معروف«اشرافیگری موجود در سیستمش» هم ناراضی بودم در نتیجه نام معین را در برگه رایم نوشتم. اما زمانی که در کمال ناباوری نام احمدی نژاد را به عنوان رییس جمهور ایران شنیدم (که البته بر خیلی ها واضح و روشن بود این نام بیشتر از این که از صندوق های رای بیرون بیاید از آستین کسی بیرون آمده !) برایش احترام قائل بودم. به عنوان شخص دوم مملکت و به عنوان کسی که رئیس جمهور کشورم ایران است.

 منکر نمی شوم که  اداره ی کشور کار سختی است. او تلاش بسیاری برای خدمات رسانی به نقاط محروم کرد..(دوستان اگر موارد مهم و تاثیر گذاری به یاد دارند ذکر کنند)امابه مرور زمان و با درک دیپلماسی سیاسی اغلب نادرست او رفته رفته نا امید شدم.چیزی که به عینه می دیدیم ایده آل های ذهنی و عینی ما برای اداره ی درست و حساب شده ی یک کشور نبود.هر چند خیلی مواقع ره بری مستقیما از او و سیاست هایش در کشور داری حمایت می کردند اما در واقع نمی شد منکر واقعیت های موجود شد.داستان هاله ی نور در سفرش به نیویورک و بعد تکذیب او و« الهام» سخنگوی دولت جزء اولین اقدامات کوچکی بود که او خود همچون تیشه به ریشه ی دولتش می زد، (این یعنی من می توانم به راحتی  آب خوردن و به روشنی روز اشتباهاتم را منکر شوم)سیاست های خارجی اش در مورد آمریکا و اسرائیل،سیاست های غلط اقتصادی اش،به عنوان مثال آزاد گذاشتن دست بانکها در دادن  وام به اسم سرمایه گذاری در کار های تولیدی و زیربنایی (+) که خود موجب تورم و بالا رفتن نرخ مسکن به طرز بی سابقه ای شد هر چند وام های دریافتی اغلب برای خرید مسکن و زمین برای دارندگان وام ها صرف شد نه انجام کار های تولیدی،دفاع بی منطق از وزیر کشورش «کردان» که با فضاحت از مجلش کنار گذاشته شد.واردات بی سابقه ی انواع کالاهای کشاورزی،تولیدی،(همچون میوه شکر،گندم،که به فلج شدن اقتصاد کشاورزی انجامید یا واردات مبل های خارجی به کشور که منجر به تعطیل شدن بسیاری از کارگاه های تولید مبل در ایران و بیکار شدن تعداد زیادی نیروی کار ماهرشد.) (+)مردم به یاد دارند که محصولات کشور دوست و برادر، چین چه طور بازار های ایران را قبضه  کرده. همه و همه فقط نمونه های کوچکی بودند که به وضوح در جامعه دیده و لمس شدند. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

.نتیجه=رکود و بیکاری روز افزون + تورم ناشی از آن که البته تورم جهانی به آن دامن زد. هر چند رئیس جمهور بارها مدعی شد حتی اگر نفت به بشکه ای پنج دلار هم برسد ایران را به سلامت از این بحران جهانی عبور خواهد داد!!(+)

اما مهمترین خدمتی که محموداحمدی نژاد به ایران  و ایرانی کرد بیدار کردن اذهان عمومی بود.این که داشتن شعور چه قدر خوب است،دروغ خیلی بد است چون دروغگو خائن است،این که اگر قدر چیزی را که دارید  ندانید خدا با گرفتن آن به شما حالی می کند برای داشتن یک موهبت باید شاکر بود نه طلب کار.این چهار سال زمان خوبی بود تا قدر خیلی از چیزهایی را که داشتیم و از دست دادیم را بدانیم.

(فردی از طرفداران اصولگرا گفته بود رئیس جمهوری نمی خواهیم که صدایش بلرزد.ظریفی جواب داده بود: نه این که جناب احمدی نژاد مدیر دوبلاژ تشریف دارند!)

تشکر ویژه ای دارم ازآقای محسن رضایی،هر چند ایشان در اردوی مخالف حضور دارند اما با دفاع جانانه اش در مناظره از مواضع درست خود و سر جای خود نشاندن کسی که تمام قد رو در روی مردمی با شعور حاضر به پذیرفتن هیچ کدام از اشتباهاتش نیست به ما فهماند می شود مودبانه،منطقی و حساب شده حریف را هر چند در جبهه ی خودی باشد مغلوب کرد.

پ.ن:امشب و فردا راس ساعت ۹ شب برای حمایت از میر حسین موسوی بانگ سبز الله اکبر سر می دهیم.امید، که خفتگان کشور بیدار شوند.

تمامی انتقادات منطقی دوستان را به جان خریدارم.

- فیلم زنجیره سبز انسانی که مهدی (همسرم) تهیه کرده و در یوتیوب قرار داده  (اینجا) به اضافه آلبومی از عکسهای این سونامی سبز.

زنجیره سبز انسانی حامیان میر حسین موسوی از تجریش تا راه آهن (گزارش تصویری)

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

آسوشیتد پرس : محسن رضائی در سکوت اما با پشتکار زیاد مشغول دزدیدن آرای محافظه کاران از احمدی نژاد است(البته با مناظره ی دیشب این امر علنی تر شده است)

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 8:29  توسط زهرا   | 

در مطب دکتر بی صبرانه منتظر بودم نوبت به من برسد.«بین مریض» بودم و تقریبا معلوم نبود منشی کی اسمم را صدا می زند.هر چند دقیقه یک بار تلفن زنگ می خورد و منشی مثل نوار ضبظ شده حرف هایش را تکرار می کرد. دقیقا پایین ساختمان پزشکان طلا دختر جوانی یک ستاد کوچک برای حمایت از موسوی درست کرده بود. میزی آراسته به عکس های میر حسین. شالی سبز بر گردن و با شور و حرارت از او و برنامه هایش می گفت. جمعی زن و مرد دورش گرد آمده بودند و با دقت حرفهایش را می شنیدند.کمی که گذشت فلکه ی صادقیه شلوغ و شوغ تر شد.از پنجره ی مطب مردم و هیاهوشان را می دیدم. طرفداران میر حسین و احمدی نژاد رو در روی هم دو طرف میدان صف آرایی کرده بودند. صدای بوق ماشینها با کف زدنها و هو کردنها در هم آمیخته بود.دختر جوانی کنار من نشسته بود. سر صحبت را باز کرد:«شهر رو کردن امام زاده.به همه چی و همه جا نوار سبز بستن.مگه بیشتر از یه سکه بهشون می دن این همه خودکشی می کنن؟.......»گفتم:«بیشتر این تبلیغها مردمیه ربطی به سکه و ستاد نداره»جواب داد:«نه بابا دوستام تو دانشگاه چهل پنجاه تومن گرفتن دارن تبیلغشو می کنن....» حرف هایش را نه رد کردم نه تایید. منشی اسمم را که خواند بلند شدم.کتابم را از روی کیفم برداشتم. خیلی دلم می خواست چهره ی دختر جوان را ببینم وقتی روبان سبز بسته شده به کیفم ( که تا آن لحظه زیر کتاب پنهان مانده بود )را می دید .

-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

پیامک واصله برای پسرهایم:«امین جان ، علی جان،نگران نباشید از این به بعد به جای خاله سارا عمو محمود نقاشی ها رو نشون می ده!»

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 10:21  توسط زهرا   | 

یک جمع خانوادگی بودیم.*محمود هم آن جا بود. هیچ دخلی به ما نداشت اما بود. یک زیر شلواری مامان دوز داشت که مثل شلوار بگی ها از پایش آویزان می نمود. خسته و خواب آلود از بی خوابیها چیز هایی را می خواند،گاهی کاغذی را امضا می کرد ،جمعیت حاضر را نگاه می کرد. چرت می زد و لابلای خواب و بیداریهایش دوباره چیزی می نوشت.

رفتم نزدیکش . گفتم:«شما برو بخواب. این طوری نمی فهمی چه می خوانی و چه می نویسی. کمی استراحت کن دوباره از نو شروع کن.»جواب داد:«آمار دارم سی در صد ریزش آرا داریم. نمی توانم بخوابم.» به اصرار من به اتاقی رفت تا کمی بخوابد......

-*-*-*-*-*-*-*-*-*

خواب  و بیداریمان شده انتخابات.سر در های عصبیم با حرفهای محمود بیشتر تحریک می شود.نمی توانم قبول کنم یک نفر انقدر رو در روی ملتش این همه دروغ بگوید. قمپز در کند اما شجاعت صداقت نداشته باشد.اگر آمار هایی که او داد راست باشد پس وضع اقتصادی ایران در دنیا باید سر آمد همه ی کشورهای توسعه یافته باشد.در دنیایی که رکود اقتصادی آن هم به شکل دامن گیر و جهانی دنیا را دچار تورم منفی کرده چه طور می تواند مدعی باشد دنیا تورم رو به رشد  دارد در حالی که ایران در حال یک رقمی کردن میزان تورم  موجود آن هم با برنامه های اقتصادی دولت محمود است؟؟؟!!!

سال هفتاد و سه ،از جلسه ی امتحان نهایی بر می گشتم. گوشت شده بود کیویی ششصد تومان. پیر زنی که کنارم روی صندلی اتوبوس نشسته بود رو به من گفت:« من که چیزی از عمرم نمونده. دلم برای شما جوونا می سوزه که یه روزی گوشت میشه شیش هزار تومن. اون وقت می خواید چی کار کنید؟»الان در سال هشتاد و هشت گوشت شده کیلویی ده هزار تومن.

فقط خدا خدا می کنم این یک هفته ی پر التهاب زود تر و با پیروزی «چیز » بر «ناچیز» به اتمام برسد.مردم زبان جیب خود را بهتر از آمار می فهمند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 1:19  توسط زهرا   | 

تصمیم دارم تحلیلی جامعه شناختی از پیامک های ارسالی این روزها در مورد دو نامزد اصلی (میر حسین و احمدی نژاد) داشته باشم. اگر لطف کنید چند تایی از پیامک های ارسالیتون رو برام بنویسید ممنون می شم.این هایی که من دارم از نظر کمّی خیلی به درد تحلیل نمی خوره.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 22:50  توسط زهرا   | 

شما بگویید این مناظره را چه بنامیم؟

نفسم در سینه حبس شده بود.از دست احمدی نژاد و حرفهایش عصبانی بودیم. میر حسین هم همین طور، این را به وضوح می شد از لرزش صدایش فهمید.لطف خدا بود که ده دقیقه ی پایانی برای  آقای میر حسین بود. مهدی این ده دقیقه را به بازی ایران و استرالیا تشبیه می کند.یادتان می آید وقتی استرالیایی ها از دست ایران عصبانی شدند، تور دروازه را پاره کردند؟کوته بینی و کوته فکری احمدی نژاد کار دستش داد.عکس دکتر رهنورد را به شوهرش نشان داد و گفت این خانم رو میشناسی؟تهمت  بیسوادی،  مدرک دزدی به زنی فرهیخته آن هم در برابر شوهرش و در برابر چشم هفتاد میلیون ایرانی و این همان دریدن تمام پرده ی غیرت مردی بود که اخلاقا تا پایان مناظره به تمام بی اخلاقی ها و بی ادبی های حریف مودبانه هر چند بدون سخنوری پاسخ داده بود.در همان دوازده دقیقه ی پایانی احمدی نژاد از ناحیه ی لفاظی هایش ،پرونده رو کردنها ی بی ربطش لطمه خورد. مدام می گفت اسامی مفسدان اقتصادی را اعلام می کنم امشب در کمال تعجب نام کسانی را بر زبان آورد که اگر از قبل انقلاب خورده و برده اند اما برای وجود انقلاب و اهداف امام هم از جان مایه گذاشته اند.به قول مهدی «مرد»ند و معلوم است همنشین امام بوده اند.هاشمی رفسنجانی،ناطق نوری ....کم کسانی نیستند.

اگر به گزینش های دهه شصت ایراد می گرفت یا به سفر های خارجی نرفتن های میر حسین با کمی تامل می فهمید که او درآن سالها به کشورهای اروپایی نمی رفت چون ایران در جنگ و تحریم بود. در گزینش ها سخت می گرفتند چون  کشور با وجود منافقین و مجاهدین نمی توانست رویه ای غیر از این پیش بگیرد.آقا عطش حکومت انقدر دامن گیرتان شده که اخلاقیات را زیر پا می گذارید؟حضرت علی علیه السلام بیست و پنج سال خانه نشین شد چون معاویه را باطل می دانست و نمی خواست با او هم داستان باشد ،دروغ هم نوعی« باطل» است.

اگر صدای موسوی می لرزید از ترس نبود از عصبانیت رودر رو شدن با موجودی چنین……..بود.موسوی سخنور خوبی نیست مدام یا می گوید« چیز» یا« به اصطلاح». اما دروغ نمی گوید.احمدی نژاد چنان تشنه ی حکومت به اسم خدمت به مردم است که از هیچ کاری فرو گذار نمی کند.در ده دقیقه ی پایانی طومارش پیچیده شد و خود کرده را تدبیر نیست.موسوی زیرکانه در تله ی احمدی نژاد برای پاسخ دادن به ایرادات غیر منطی اش نیفتاد

کلام اخر :بیایید با بازگشت به ارزشها عمیق تر فکر کنیم. با رای دادن به   احمدی نژاد شعور سیاسیمان را زیر سوال نبریم.بکوبید ما را، نهضت ما سبز تر می شود.

محمود احمدی نژاد امشب شکست اخلاقی خورد. مردم ایران مردمانی با اخلاقند و این بی حرمتی ها را  بر نمی تابند.این شکست اخلاقی پیش در آمد شکست سیاسی احمدی نژاد و دولت فخیمه اش خواهد بود. 

لینک مرتبط

تمام شد ،تمام

کاش میر حسین انقدر نجیب نبود

آقای رییس جمهور من هم متهمم!!

میر حسین، پیروز متین این مناظره بی نظیر

با روش های غیر اخلاقی نمی توان پاسدار حیققت بود

خروج  احمدي نژاد پشت وانت از صدا و سيما بعد از پايان مناظره با مير حسين موسوي 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 2:7  توسط زهرا   | 

۱) روانکاوی کلام آقای رییس جمهور

۲) فیلم تبلیغی میر حسین را مجیدی نه،«ما» ساختیم

۳)مگر می شود از خیر انتخاب همنشین رنگ و نقش و شعور ٬ گذشت؟

۴)Mir Hossein Mousavi’s “Green” supporters

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 10:50  توسط زهرا   | 

گیر داده است به من . تقریبا در دو جبهه ی مخالف شمشیر از رو بسته داریم از نامزدهای انتخاباتیمان دفاع می کنیم. مثل بچه ها که برای بدست آوردن شکلات لج می کنند روی حرفهای بی سند و مدرکش اصرار دارد.درست مثل همان موقع که از تیم محبوبش(استقلال) طرفداری می کند.

-میر حسین گفته هر کی ماشینشو سبز کنه تو شهر بچرخه یه باک بنزین مجانی بهش می دیم!

- تقّش دراومده اون زنه که تو فیلم میر حسین بوده هنر پیشه است داشته فیلم بازی می کرده!*

-فائزه دویست هزار تا مانتو داده به زنها برای میر حسین تبلیغ کنند جمعا چهار میلیارد**

- احمدی نژاد گفته فهرست مفسدان اقتصادی رو اعلام می کنه. گفتم خوب دستش درد نکنه آبروی خودشم میره که!

-یه آدم مهم آمریکایی هم نظر داده احمدی نژاد تا بیست سال دیگه می تونه ایران رو  به جایگاه فعلی آمریکا برسونه!!!!!

مرغ من هم یک پا دارد. با غیظ می گویم :«قربونش این چهار سال چه گلی به سر ملّت زد که بخواد ایران رو به آمریکا برسونه؟تو اقتصاد و فرهنگ و سیاست..... پس روی کردیم.برنج هندی نمی خوردیم که اونم به سفره هامون اضافه شده. شکر وارداتی،پرتقال اسرائیلی.گندم.........سیاست توزیع و نه تولید پول احمدی نژاد جامعه رو دچار رکود و تورم کرده.. می گویم همه ی حرفهات رو با سند و مدرک کپی شده به من ثابت کن قول می دم نظر دوستامو عوض کنم هیچ کی به میر حسین رای نده».

کم می آورد. می گوید:«خداییش برو تو اینترنت بزن« طرفداران موسوی» ببین چه زنایی ازش حمایت می کنند با چه سر و وضعی!!»

می گویم:«عزیز دلم کشور ایران مثل یه خانواده است. شما تو فک و فامیلتون همه چادری یه چشم اند؟ زن قرتی ندارید؟خوب اینها هم حق دارند ریس جمهورشون رو انتخاب کنند. پس چرا  خواهرمو،خواهر شوهرامو..... خیلی های دیگه رو نمی بینی؟»

می دانم نظر هر کس برای خودش قابل احترام است اما گاهی دور اندیشی،تعقل،کمی فقط کمی منطق دو دو تا چهار تا داشتن خیلی از مشکلات ما را حل می کند.

 پ.ن:واقعا قصد توهینی در کار نیست. مسلما وقتی با دلیل تصمیم گرفته ایم به کسی رای بدهیم با چند حرف بی ربط و با ربط نظرمان بر نمی گردد. حرف من این است سعی نکنیم با تخطئه کردن یا تهمت بستن به کاندیدا هایی که دوستشان نداریم جو را متشنج کنیم. آب را گل آلود کنیم  تا شاه ماهی هایی که خودمان می خواهیم بگیریم.

نمی گویم احمدی نژاد مفسد اقتصادی است اما کمک های میلیونی اش به نماینده ها،ترفند واریز پول برای پرستار هاکه تا الان دور از جانشان آدم به حساب نمی آمدند،کشیدن خط تلفن برای ده کوره های کاشمر با هزینه ای کلان (محاسبه کرده اند اگر به هر کدام از ساکنان ده مذکور یک خط موبایل می دادند ارزان تر در می آمد).......کمی بودار  به نظر می رسد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 1:8  توسط زهرا   | 

یک پویا نمایی(انیمیشن) خمیری هست که من عاشقش هستم. در ایران به اسم« بره ی ناقلا» می شناسیمش.داستان یک گله گوسفند که فرماندهی گروه با بره ی کوچک بلایی است که کارها را بهتر از سگ چوپان و حتی مرد مزرعه دار راست و ریس می کند.سگ چوپان با این که ساعت می بندد و مدام یا در حال شنیدن موسیقی دوبس دوبس است یا مطالعه می کند اما باز از گله ی ببعی ها رو دست می خورد. گاهی بنا به مصلحت دستش با آن ها در یک کاسه است. گاهی هم ببعی ها حسابی می پیچانندش.

این ها را گفتم نه از این بابت که زنده بودن کودک درونم را به رخ بکشم. از این بابت که بگویم کاش بعضی از ما آدمها با همه ی اداهای مکش مرگ مای روشنفکر مابانه به اندازه ی همان گوسفند خمیری شعور داشتیم. خوب به عواقب رفتار  و گفتارمان فکر می کردیم و مصلحت جمع را فدای خواسته ی شخصی و بعضا حیوانیمان نمی کردیم.

نمونه های آن چه می خواهم بگویم دور و برمان زیاد است. چه در مذهب چه در سیاست چه در زندگی و الی ماشا الله.

ـپیرزن در روضه نشسته و دارد  اشک می ریزد. زن جوان مانتویی رو به او تحکم آمیز می گوید:«خانوم پاتو جمع کن مگه اومدی پیک نیک؟»پیرزن پادرد دارد جواب می دهد:«نمی تونم»زن جوان با بی احترامی:«نمی تونی پا نشو بیا روضه مگه مجبورت کردن؟»پیرزن:«لازم نیست شما بگی من بیام یا نیام»

چند دقیقه بعد دعوا تقریبا بالاگرفته و کار به ناسزا گویی می کشد.دل پیرزن می سوزد و زن جوان فاتح از این که در جنگ مغلوبه نشده منتظر پایان روضه است تا شام نذری اش را بگیرد!!

ـ سلام به کی رای میدی؟- به فلانی. تو چی؟

من بهش رای نمی دهم هر چی زن و مرد .....دورش جمع شدن براش تبلیغ می کنند خود مادر به خطایش.........

آخر قربانت بروم به ایکس رای نمی دهی و ایگرگ چشمت را گرفته به من و ما چه. رای نمی دهی نده.دیگر فحاشی کردنت برای چیست؟ 

زن خسته و درد آلود روی تخت دارد از اتاق عمل به بخش زایمان منتقل می شود. مرد بالای سرش آمده و از این که زن بی عرضه اش نتوانسته صاحب پسرش کند تا اسم و رسمی برایش باقی بماند و برای بار چهارم دختر زاییده سیلی محکمی به گوش زن می زند و بیمارستان را ترک می کند.

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

پ.ن:خدا عقلشان بدهد. برای یوتیوب این انیمیشن هم باید از فیل تر شکن استفاده کنیم.فکر کنم شورت های اسلیپ مرد مزرعه دار روی بند بد جوری باعث انحراف خلق الله می شوند.

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 23:2  توسط زهرا   | 

حاج آقا دارد روضه می خواند و زنها گریه می کنند.حاجی صدایش گرفته از بس که این دو دهه را روضه ی حضرت زهرا سلام الله عیها خوانده. زنها اشک می ریزند،فرقی نمی کند برای مظومیت علی(ع) و پر پر شدن گل وجودش یا برای دل سوخته و حاجت های نا رواشده اشان. آمده اند که دست به دامان مادر حسین(ع) و همسر علی (ع) شوند.همو که علی خود دست به دامانش شده بود.

ای مسیحای علی اعجاز کن                                 مشکل مشکل گشا را باز کن

التماس دعا و حاجت هاتان روا.

شهادت بزرگ بانوی اسلام حضرت زهرا سلام الله علیها بر همه ی عاشقانش تسلیت باد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 12:24  توسط زهرا  

دو اتفاق خوب و مبارک برایمان افتاده.خواهرزاده ام با رتبه ی یک کنکور کارشناسی ارشد قبول شده و از  ترم بعد دانشگاه شریفی می شود(بگو ماشاالله) دومیش این که برای برادر کوچیکه شیرینی خورده ایم.

بر خلاف ده روز پیش ،خدا را شکر فعلا کاممان شیرین است.

به قول فردوسی بزرگ:«درشتی و نرمی به هم در،به است»

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 8:31  توسط زهرا   |