![]()
این صغری کبری چیدن ها برای ننوشتن من و سرما را بهانه کردن هیچ توجیه مناسبی نیست.
کارتون دیدن همیشه از مفرح ترین تفریحات بچه ها و گاهی بزرگترهاست.حالا که به لطف صدا وسیما کارتون های زمان بچگی مان دوباره دارند پخش می شوند(دختری به نام نل،بلفی و لی لی بیت،رامکال،...)نوستالوژیهای مربوط به آن زمان با دیدن هر سکانس و صحنه اش دوباره رنگ می گیرند و زنده می شوند.درست است که دیدن انیمیشن های آن زمان که سرشار از احساس و واقعیت گرایی های ساده ی بچه گانه بودند خالی از لطف نیست (چه بسا غنیمت هم باشد از بس در انیمیشن های امروز خشونت و خیال پردازی های غیر قابل باور به گونه ای افراطی نمایش داده می شود نمونه ی بارزش دی جی مون است).اما گاهی می شود به کارتون های ساخته شده ی جدید هم علاقمند شد و دیدنش را به بقیه هم سفارش کرد.
رتتویل یا به قول بچه ها «موش آشپز» از آن دست کارتونهایی است که دیدنش بزرگترها را هم پا به پای بچه ها سر شوق می آورد.دو ساعت میخکوبتان می کند و نمی گذارد پلک بزنید.اهل اغراق نیستم . اما فکر می کنم دست پخت برادران «برد» این بار خوردنی تر و دیدنی تر از کار قبلی اشان«شگفت انگیزان» باشد.داستان این انیمیشن در مورد موش جوانی به نام امی است که استعداد خوبی در تشخیص مزه هاو علاقه ی عجیبی به آشپزی دارد.با سواد است و کتاب آشپزی می خواند ...دست تقدیر موش جوان را با روح سر آشپزی معروف به آشپزخانه ی رستورانش می رساند و.....جنبه های مثبت فیلم از نقاشی های زیبای هر سکانس،شخصیت پردازی،موسیقی زیبای فیلم، حتی صدا گذاری اش (آن جا که متوجه لهجه ی سر آشپز می شوید که با غلظت، انگلیسی را با گویش فرانسوی صحبت می کند)باعث شده این فیلم جزو نامزدهای و امیدهای دریافت اسکار باشد.
لب کلام اگر فرصتی دست داد و در این شبها که کم کم از بلند بودنشان کاسته می شود هوای دیدن فیلم کردید اکیدا تماشای رتتویل را پیشنهاد می کنم.(تنها ایرادی که به این فیلم وارد شده نشان دادن افراطی نوشیدن مشروب است که برای بچه ها خیلی مناسب نیست.)و البته یک اشتباه دیگر و آن این که تمام پنجره های شهر پاریس رو به برج ایفل باز می شود.
رتتویی محصول ۲۰۰۷ کمپانی پیکسار به کارگردانی« براد برد» است.
پ.ن :لینک مرتبط و البته تخصصی:دردسرهای یک موش آشپز
